نظریه کردارشناسی

نظریه کردارشناسی: داروین، لورنز و بالبی؟؟؟ نظریه کردارشناسی (Ethology) به مطالعه رفتارهای طبیعی و غریزی موجودات زنده می‌پردازد و به تأثیرات محیط بر این رفتارها و تکامل آن‌ها توجه دارد. این نظریه به ویژه در زمینه‌های زیست‌شناسی، روان‌شناسی و علوم اجتماعی کاربرد دارد. در این مقاله، به بررسی سه نظریه‌پرداز بزرگ این حوزه، یعنی چارلز داروین، کنراد لورنز و جان بالبی خواهیم پرداخت. این سه شخصیت، هر یک به نوبه خود تأثیرات عمیقی بر درک ما از رفتار انسان و حیوانات گذاشته‌اند و نظریات آن‌ها به شکل‌گیری نظریه کردارشناسی کمک شایانی کرده است.

 ۱٫ چارلز داروین: بنیان‌گذار نظریه تکامل

چارلز داروین (۱۸۰۹-۱۸۸۲) به عنوان یکی از مهم‌ترین شخصیت‌های تاریخ علم، نظریه تکامل از طریق انتخاب طبیعی را معرفی کرد. وی در کتاب مشهور خود، “منشأ انواع” (۱۸۵۹)، به بررسی چگونگی تغییرات در موجودات زنده و بقا و تولید مثل آن‌ها پرداخت. نظریه داروین بر این اصل استوار است که موجودات زنده در طول زمان تغییر می‌کنند و ویژگی‌های مفید برای بقا را به نسل‌های بعدی منتقل می‌کنند.

داروین

 ۱٫۱٫ انتخاب طبیعی

انتخاب طبیعی، کانون نظریه داروین است. او معتقد بود که در یک جمعیت، برخی از افراد به دلیل ویژگی‌های خاص خود، بیشتر از دیگران شانس زنده ماندن و تولید مثل دارند. این ویژگی‌ها می‌توانند شامل رفتارها، توانایی‌های فیزیکی یا حتی رنگ پوست باشند. به عنوان مثال، در یک جمعیت از پروانه‌ها، پروانه‌هایی که به رنگ محیط زیست خود نزدیک‌تر هستند، کمتر به چشم شکارچیان می‌آیند و بنابراین شانس بیشتری برای زنده ماندن و تولید مثل دارند.

 ۱٫۲٫ رفتارهای غریزی

داروین همچنین به رفتارهای غریزی و طبیعی موجودات زنده توجه کرده است. او معتقد بود که این رفتارها نیز نتیجه انتخاب طبیعی هستند و به بقا و تولید مثل کمک می‌کنند. به عنوان مثال، رفتارهای جفت‌گیری، مراقبت از فرزندان و مهاجرت به مناطق مناسب برای تأمین غذا، همگی نمونه‌هایی از رفتارهای غریزی هستند که در طول زمان شکل گرفته‌اند.

 ۲٫ کنراد لورنز: رفتارشناسی و روانشناسی

کنراد لورنز (۱۹۰۳-۱۹۸۹) یکی از پیشگامان نظریه کردارشناسی و به ویژه رفتارشناسی حیوانات بود. او به مطالعه رفتارهای غریزی و نهادینه شده در حیوانات پرداخته و به کشف مفاهیم مهمی از جمله “نقدی” و “رفتارهای فراگیر” پرداخته است.

لورنز

۲٫۱٫ تاثیر و اثر(Imprinting)

یکی از مهم‌ترین مفاهیم ارائه شده توسط لورنز، اثر است. او در مطالعات خود بر روی جوجه‌تیغی‌ها مشاهده کرد که این موجودات به محض خروج از تخم، به اولین شیء متحرکی که با آن مواجه می‌شوند، وابسته می‌شوند. این وابستگی معمولاً مادر آنهاست، اما می‌تواند شامل هر شیء متحرکی باشد. این پدیده نشان‌دهنده اهمیت تجربیات اولیه در شکل‌گیری رفتارها و ارتباطات اجتماعی است.

 ۲٫۲٫ رفتارهای فراگیر

لورنز همچنین به مطالعه رفتارهای فراگیر یا “سازگاری‌های طبیعی” پرداخت. این رفتارها، الگوهای رفتاری هستند که به طور طبیعی در گونه‌های خاصی وجود دارند و به بقا و تولید مثل آن‌ها کمک می‌کنند. به عنوان مثال، رفتار مهاجرت در پرندگان، یکی از رفتارهای فراگیر است که به آن‌ها اجازه می‌دهد در زمان‌های خاصی از سال به مناطق با منابع غذایی بیشتر نقل مکان کنند.

۳٫ جان بالبی: نظریه وابستگی

جان بالبی (۱۹۰۷-۱۹۹۰) یکی دیگر از نظریه‌پردازان مهم در زمینه رفتارشناسی و روانشناسی کودک است. او به بررسی روابط عاطفی بین والدین و فرزندان پرداخته و نظریه وابستگی را ارائه داده است. بالبی بر این باور بود که این روابط عاطفی به شکل‌گیری شخصیت و رفتار کودک تأثیر عمیقی دارند.

 ۳٫۱٫ نظریه وابستگی

نظریه وابستگی بالبی بر این اصل تأکید دارد که کودکان به طور طبیعی به مراقبان خود وابسته هستند و این وابستگی برای بقا و امنیت آن‌ها ضروری است. وی معتقد بود که این وابستگی به شکل‌گیری روابط اجتماعی و عاطفی سالم در بزرگسالی کمک می‌کند. در واقع، تجربیات اولیه کودکان در ارتباط با والدین و مراقبان خود، تأثیر قابل‌توجهی بر نحوه ارتباط آن‌ها با دیگران در آینده دارد.

دلبستگی بالبی

 ۳٫۲٫ انواع وابستگی

بالبی همچنین به شناسایی انواع وابستگی پرداخت. او چهار نوع وابستگی اصلی را شناسایی کرد:

۱٫ **وابستگی ایمن**:

کودکانی که در محیطی امن و حمایتی بزرگ می‌شوند، به راحتی با دیگران ارتباط برقرار می‌کنند و قادر به مدیریت احساسات خود هستند.

۲٫ **وابستگی ناایمن-اجتنابی**:

کودکانی که در مواجهه با والدین بی‌توجه یا سرد بزرگ می‌شوند، معمولاً از دیگران دوری می‌کنند و به راحتی به احساسات خود نپرداخته و آن‌ها را نادیده می‌گیرند.

۳٫ **وابستگی ناایمن-تنیدگی**:

این کودکان معمولاً به والدین خود وابسته هستند، اما در عین حال از آن‌ها می‌ترسند و در موقعیت‌های اجتماعی دچار اضطراب می‌شوند.

۴٫ **وابستگی مختلط**:

این نوع وابستگی شامل ویژگی‌های هر سه نوع دیگر است و معمولاً در کودکانی مشاهده می‌شود که در محیط‌های نامناسب بزرگ می‌شوند.

بیشتر بخوانید: مراحل نظریه دلبستگی بالبی

بیشتر بخوانید: مراحل سوگ جدایی نظریه بالبی

 ۴٫ نظریه کردارشناسی و ارتباط آن با رفتار انسان

نظریه کردارشناسی به ما این امکان را می‌دهد که رفتار انسان را از منظر زیست‌شناسی و تکاملی بررسی کنیم. رفتارهای انسانی نیز تحت تأثیر عوامل محیطی و غریزی قرار دارند و این نظریه به ما کمک می‌کند تا درک بهتری از این رفتارها پیدا کنیم.

 ۴٫۱٫ رفتارهای اجتماعی

یکی از جنبه‌های مهم نظریه کردارشناسی، بررسی رفتارهای اجتماعی انسان‌هاست. انسان‌ها به طور طبیعی تمایل به برقراری ارتباط با دیگران دارند و این رفتارها می‌توانند تحت تأثیر تجربیات اولیه، فرهنگ و محیط اجتماعی قرار گیرند. نظریه وابستگی بالبی به ما نشان می‌دهد که روابط اولیه ما با والدین و مراقبان تأثیر عمیقی بر روابط اجتماعی ما در بزرگسالی دارد.

۴٫۲٫ رفتارهای غریزی

برخی از رفتارهای انسانی، مانند رفتارهای جفت‌گیری، مراقبت از فرزندان و رقابت برای منابع، ریشه در غریزه دارند. این رفتارها به ما کمک می‌کنند تا در شرایط مختلف بقا و تولید مثل کنیم و به‌نوعی از نظریه انتخاب طبیعی داروین نشأت می‌گیرند.

 ۵٫ نتیجه‌گیری

نظریه کردارشناسی، با بررسی رفتارهای طبیعی و غریزی موجودات زنده، به ما کمک می‌کند تا درک بهتری از رفتار انسان و حیوانات پیدا کنیم. نظریه‌های چارلز داروین، کنراد لورنز و جان بالبی به عنوان پایه‌گذاران این نظریه، هر یک به نحوی بر درک ما از رفتارها تأثیر گذاشته‌اند. این نظریه‌ها به ما می‌آموزند که رفتارها نه تنها تحت تأثیر عوامل ژنتیکی، بلکه تحت تأثیر محیط و تجربیات اولیه نیز قرار دارند. در نهایت، نظریه کردارشناسی به ما کمک می‌کند تا روابط اجتماعی و عاطفی خود را بهتر درک کنیم و به بهبود آن‌ها کمک کنیم.

رویا زاهدی روانشناس و نوروتراپیست
رزرو در واتس آپ :۰۹۲۲۵۳۷۷۵۹۷

پیام بگذارید

(0 دیدگاه)

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *