“تاثیر سانحه بر روی روحیه و استرس: چگونه می توانیم با این اختلال مقابله کنیم؟”

اختلال استرس پس از سانحه

Posttraumatic stress disorder

اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) یک اختلال سلامت روان است که می تواند در افرادی ایجاد شود که یک رویداد آسیب زا را تجربه کرده یا شاهد آن بوده اند. این یک واکنش طبیعی به یک موقعیت غیر طبیعی و ناراحت کننده است. می تواند پس از انواع مختلفی از حوادث آسیب زا، مانند جنگ نظامی، حوادث جدی، بلایای طبیعی، تجاوز فیزیکی یا جنسی، یا مرگ ناگهانی یکی از عزیزان رخ دهد.

افراد مبتلا به PTSD اغلب با یادآوری آن رویداد، خاطرات مزاحم و ناراحت کننده یا فلاش بک های رویداد آسیب زا، کابوس ها و واکنش های شدید احساسی یا فیزیکی را تجربه می کنند. آنها همچنین ممکن است از موقعیت‌ها یا مکان‌هایی که به آنها آسیب را یادآوری می‌کند، احساس بی‌حسی یا جدا شدن از دیگران، مشکل در خواب یا تمرکز داشته باشند، و ممکن است تشدید اضطراب و ترس را تجربه کنند، اجتناب کنند.

PTSD یک بیماری جدی است، اما قابل درمان است. درمان، از جمله درمان شناختی-رفتاری (CBT) و حساسیت زدایی و پردازش مجدد حرکات چشم (EMDR) و همچنین دارودرمانی می تواند در کمک به افراد برای مدیریت و بهبودی اثرات PTSD موثر باشد. اگر شما یا شخصی که می شناسید علائم PTSD را تجربه می کند، مهم است که برای کمک و پشتیبانی با یک متخصص مراقبت های بهداشتی تماس بگیرید.

علایم اختلال استرس پس از سانحه:

اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) با طیف گسترده ای از علائم مشخص می شود که می تواند از فردی به فرد دیگر متفاوت باشد. در اینجا برخی از علائم رایج مرتبط با PTSD وجود دارد:

۱. خاطرات مزاحم: این شامل خاطرات ناراحت کننده و تکرار شونده از رویداد آسیب زا، فلاش بک ها، کابوس ها، یا واکنش های شدید به یادآوری رویداد است.

۲. اجتناب: افراد مبتلا به PTSD اغلب سعی می کنند از هر چیزی که مربوط به رویداد آسیب زا است، از جمله افراد، مکان ها، فعالیت ها یا حتی بحث در مورد موضوعات خاص اجتناب کنند.

۳. تغییرات منفی در تفکر و خلق و خوی: افراد مبتلا به PTSD ممکن است افکار منفی در مورد خود، دیگران یا دنیای اطراف خود تجربه کنند. آنها ممکن است در به خاطر سپردن جزئیات رویداد مشکل داشته باشند یا علاقه خود را به فعالیت هایی که زمانی از آنها لذت می بردند از دست بدهند. بی حسی عاطفی، احساس جدایی، گناه یا شرم نیز رایج است.

۴. بیش از حد برانگیختگی: افراد مبتلا به PTSD ممکن است به راحتی مبهوت، تحریک پذیر یا مشکل در خواب باشند. آنها ممکن است بیش از حد هوشیار باشند و همیشه در حالت آماده باش برای خطر بالقوه هستند.

۵. تغییر در رفتار و خلق و خوی: PTSD می تواند منجر به رفتارهای خود ویرانگر مانند سوء مصرف مواد، رفتار بی پروا یا انزوای اجتماعی شود. همچنین می تواند مشکلاتی در تمرکز، حافظه و عملکرد شناختی کلی ایجاد کند.

این علائم می تواند باعث ناراحتی قابل توجهی شود و در زندگی روزمره، روابط و رفاه کلی فرد اختلال ایجاد کند. با این حال، مهم است که به یاد داشته باشید که تجربه همه افراد با PTSD منحصر به فرد است و همه افراد همه علائم را نشان نمی دهند. اگر شما یا شخصی که می شناسید با علائم PTSD دست و پنجه نرم می کنید، به دنبال کمک حرفه ای از یک روانشناس یا روانکاو به شدت توصیه می شود.

دلایل اختلال استرس پس از سانحه:

علت دقیق اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) به طور کامل شناخته نشده است. با این حال، به طور گسترده اعتقاد بر این است که شرایط پیچیده ای است که می تواند از ترکیبی از عوامل ایجاد شود:

۱. تجربه آسیب زا: PTSD معمولاً پس از قرار گرفتن در معرض یک رویداد آسیب زا، مانند تجاوز فیزیکی یا جنسی، جنگ نظامی، بلایای طبیعی، تصادفات، یا شاهد یک حادثه خشونت آمیز ایجاد می شود. شدت و مدت تروما می تواند در ایجاد اختلال نقش داشته باشد.

۲. عوامل بیولوژیکی: برخی عوامل بیولوژیکی ممکن است برخی از افراد را در برابر ابتلا به PTSD آسیب پذیرتر کند. اینها شامل استعدادهای ژنتیکی، تغییرات در ساختار و عملکرد مغز، و عدم تعادل در انتقال دهنده های عصبی و هورمون های دخیل در پاسخ به استرس و تنظیم است.

۳. عوامل روانی: عوامل روانشناختی فردی می توانند در ایجاد PTSD نقش داشته باشند. افرادی که از قبل شرایط سلامت روانی دارند، مانند اضطراب یا افسردگی، ممکن است مستعدتر باشند. به‌علاوه، ویژگی‌های شخصیتی، مکانیسم‌های مقابله‌ای و تجربیات قبلی زندگی می‌توانند بر نحوه واکنش فرد و مقابله با یک رویداد آسیب‌زا تأثیر بگذارند.

۴. حمایت اجتماعی: عدم حمایت اجتماعی، از جمله روابط ضعیف با دوستان، خانواده یا جامعه، می تواند خطر ابتلا به PTSD را افزایش دهد. یک سیستم حمایتی قوی می‌تواند در برابر اثرات ضربه و آسیب به بهبودی کمک کند.

مهم است که به خاطر داشته باشید که همه کسانی که یک رویداد آسیب زا را تجربه می کنند دچار PTSD نمی شوند و تجربه و پاسخ هر فرد به تروما منحصر به فرد است. جستجوی کمک حرفه ای از روانشناس یا روانکاو در تروما می تواند در درک مؤثر و رسیدگی به علل و علائم PTSD حیاتی باشد.

درمان اختلال استرس پس از سانحه:

  1. گزینه های درمانی برای PTSD

الف- درمان های روانشناختی

  1. درمان شناختی رفتاری (CBT)
  2. حساسیت زدایی و پردازش مجدد حرکت چشم (EMDR)
  3. درمان مواجهه طولانی مدت (PET)
  4. گروه درمانی و شبکه های پشتیبانی

ب. داروهایی که معمولاً برای مدیریت علائم PTSD استفاده می شوند

  1. مهارکننده های انتخابی بازجذب سروتونین (SSRIs)
  2. مهارکننده های بازجذب سروتونین- نوراپی نفرین (SNRIs)
  3. بنزودیازپین ها برای تسکین علائم کوتاه مدت

ج. رویکردهای مکمل و جایگزین برای درمان PTSD

  1. تکنیک های ذهن آگاهی و مدیتیشن
  2. یوگا، ورزش و فعالیت های بدنی
  3. هنر درمانی و تکنیک های آرامش بخش

درمان اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) معمولاً شامل ترکیبی از روان درمانی، دارو درمانی و راهبردهای خودیاری است. رویکرد خاص درمان ممکن است بسته به شرایط و ترجیحات فردی متفاوت باشد. در اینجا برخی از گزینه های رایج درمانی آورده شده است:

۱. روان درمانی: یکی از موثرترین درمان ها برای PTSD، روان درمانی است. انواع مختلف درمان می تواند مفید باشد، از جمله درمان شناختی-رفتاری (CBT)، مواجهه درمانی، و حساسیت زدایی و پردازش مجدد حرکات چشم. این درمان‌ها به افراد کمک می‌کنند تا تجربیات آسیب‌زای خود را پردازش کنند، افکار و باورهای منفی را به چالش بکشند، و مکانیسم‌های مقابله سالم‌تری را ایجاد کنند.

۲. دارو: در برخی موارد، ممکن است دارو برای مدیریت علائم PTSD تجویز شود. داروهای ضد افسردگی، مانند مهارکننده‌های انتخابی بازجذب سروتونین (SSRIs) یا مهارکننده‌های بازجذب سروتونین- نوراپی نفرین (SNRIs)، معمولاً استفاده می‌شوند. این داروها می توانند به کاهش احساس اضطراب، افسردگی و بیش از حد برانگیختگی مرتبط با PTSD کمک کنند.

۳. استراتژی های خودیاری: چندین استراتژی خودیاری وجود دارد که می تواند مکمل درمان حرفه ای باشد. اینها شامل درگیر شدن در تمرینات بدنی منظم، تمرین تکنیک های تمدد اعصاب (مانند تنفس عمیق و مدیتیشن)، حفظ یک رژیم غذایی سالم، خواب کافی و اجتناب از مصرف بیش از حد الکل یا مواد مخدر است. پیوستن به گروه‌های حمایتی یا ارتباط با دیگرانی که آسیب‌های مشابهی را تجربه کرده‌اند نیز می‌تواند حمایت ارزشمندی را ارائه دهد.

۴. درمان های جایگزین: برخی از افراد ممکن است درمان های جایگزین، مانند یوگا، طب سوزنی، یا هنر درمانی را برای مدیریت علائم PTSD مفید بیابند. در حالی که این رویکردها ممکن است به عنوان درمان های اولیه در نظر گرفته نشوند، می توانند به عنوان تکنیک های مکمل برای ارتقای آرامش، بیان عاطفی و رفاه کلی مورد استفاده قرار گیرند.

یادآوری این نکته مهم است که بهبودی پس از PTSD زمان بر است و از فردی به فرد دیگر متفاوت است. جستجوی کمک حرفه ای از متخصصان سلامت روان، مانند روانشناس یا روانپزشک، برای تشخیص مناسب و برنامه ریزی درمانی مناسب بسیار مهم است.

  اختلال استرس پس از سانحه با کدام قسمت مغز مرتبط است؟

اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) با تغییراتی در عملکرد مغز، به ویژه در مناطق درگیر در پاسخ‌های ترس و استرس مرتبط است. آمیگدال که در اعماق لوب تمپورال مغز قرار دارد، یکی از ساختارهای کلیدی درگیر در پردازش احساسات، از جمله ترس است. در افراد مبتلا به PTSD، آمیگدال ممکن است بیش از حد فعال شود و باعث افزایش پاسخ های ترس و اضطراب به محرک های مربوط به تروما شود.

ناحیه دیگری از مغز که در PTSD دخیل است، قشر جلوی مغز (PFC) است. PFC در تنظیم احساسات، حافظه و تصمیم گیری نقش دارد. در افراد مبتلا به PTSD، PFC ممکن است کم کار باشد، که منجر به مشکلاتی در مهار پاسخ های ترس و پردازش موثر خاطرات آسیب زا می شود.

علاوه بر این، هیپوکامپ، ساختاری که در شکل گیری و تثبیت حافظه نقش دارد، می تواند تحت تاثیر منفی PTSD قرار گیرد. افراد مبتلا به PTSD ممکن است حجم کمتری از هیپوکامپ را تجربه کنند، که می تواند به مشکلاتی در تمایز ترومای گذشته از تجربیات فعلی کمک کند و منجر به یادآوری مزاحم رویدادهای تروماتیک شود.

توجه به این نکته مهم است که در حالی که این نواحی مغز معمولاً با PTSD مرتبط هستند، این وضعیت شامل تعاملات پیچیده بین چندین نواحی مغز است. تحقیقات در حال انجام برای گسترش درک ما از مکانیسم های عصبی زمینه ساز PTSD ادامه دارد.

آیا دستگاه های علوم اعصاب بر تشخیص و درمان اختلال استرس پس از سانحه موثر هستند؟

دستگاه های علوم اعصاب، مانند نوروفیدبک و تحریک مغناطیسی ترانس کرانیال (TMS)، در درمان اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) امیدوارکننده بوده اند، اما اثربخشی آنها هنوز در حال بررسی است.

نوروفیدبک تکنیکی است که هدف آن آموزش افراد برای تنظیم فعالیت مغزشان است. این شامل نظارت بر سیگنال های الکتریکی مغز، به طور معمول با استفاده از الکتروانسفالوگرافی (EEG)، و ارائه بازخورد در زمان واقعی به فرد از طریق نشانه های دیداری یا شنیداری است. با یادگیری کنترل فعالیت مغز، افراد ممکن است بتوانند علائم مرتبط با PTSD را کاهش دهند.

تحریک مغناطیسی ترانس کرانیال (TMS) یک روش غیر تهاجمی است که از میدان های مغناطیسی برای تحریک مناطق خاصی از مغز استفاده می کند. این به عنوان یک درمان بالقوه برای شرایط مختلف سلامت روان، از جمله PTSD مورد مطالعه قرار گرفته است. TMS می تواند مناطق خاصی از مغز را که در علائم PTSD دخیل هستند، مانند آمیگدال یا قشر جلوی مغز، با هدف تعدیل فعالیت غیر طبیعی مغز و کاهش علائم، هدف قرار دهد.

در حالی که برخی از مطالعات نتایج امیدوارکننده‌ای را در کاهش علائم PTSD با استفاده از این تکنیک‌ها نشان داده‌اند، تحقیقات هنوز در مراحل اولیه است و برای اثبات اثربخشی دستگاه‌های علوم اعصاب در درمان PTSD به مطالعات دقیق‌تری نیاز است. توجه به این نکته مهم است که پاسخ‌های فردی به این درمان‌ها می‌تواند متفاوت باشد و معمولاً به عنوان بخشی از یک برنامه درمانی جامع که ممکن است شامل درمان و دارو باشد، استفاده می‌شود.

اگر شما یا شخصی که می شناسید علائم PTSD را تجربه می کنید، توصیه می شود با یک متخصص مراقبت های بهداشتی واجد شرایط مشورت کنید که می تواند یک ارزیابی کامل ارائه دهد و گزینه های درمانی مناسب را بر اساس نیازها و شرایط فردی توصیه کند.

توصیه هایی جهت پیشگیری اختلال استرس پس از سانحه:

در حالی که ممکن است پیشگیری از اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) در هر مورد امکان پذیر نباشد، توصیه هایی وجود دارد که می تواند به کاهش خطر و ارتقای انعطاف پذیری در مواجهه با رویدادهای آسیب زا کمک کند. در اینجا چند پیشنهاد هستند:

۱. ایجاد و حفظ یک شبکه حمایتی قوی: اطراف خود را با افرادی دلسوز و فهمیده احاطه کنید که می توانند در مواقع سخت حمایت عاطفی ارائه دهند. این ممکن است شامل خانواده، دوستان، گروه های حمایتی یا روانشناس باشد.

۲. خودمراقبتی را تمرین کنید: درگیر شدن در فعالیت هایی که بهزیستی جسمی و عاطفی را ارتقا می دهد می تواند به ایجاد انعطاف پذیری کمک کند. این ممکن است شامل ورزش منظم، عادات غذایی سالم، خواب کافی و تکنیک‌های تمدد اعصاب مانند تنفس عمیق یا تمرکز حواس باشد.

۳. مهارت های مقابله ای را توسعه دهید: استراتژی های مقابله ای موثر برای مدیریت استرس و ناملایمات را به دست آورید. این ممکن است شامل یادگیری مهارت های حل مسئله، توسعه الگوهای تفکر مثبت و تمرین تکنیک های مدیریت استرس مانند مدیتیشن باشد.

۴. در صورت نیاز به دنبال کمک حرفه ای باشید: اگر یک رویداد آسیب زا را تجربه کرده اید و با عواقب بعدی آن دست و پنجه نرم می کنید، مهم است که به دنبال کمک حرفه ای باشید. یک ارائه دهنده سلامت روان می تواند ارزیابی، درمان و پشتیبانی متناسب با نیازهای خاص شما ارائه دهد.

۵. خود را در مورد تروما آموزش دهید: درک ماهیت تروما و تأثیر بالقوه آن بر سلامت روان می تواند توانمند باشد. خود را در مورد علائم PTSD، عوامل خطر و گزینه های درمانی موجود آموزش دهید. دانش می تواند به شما کمک کند علائم هشدار دهنده را بشناسید و زودتر به دنبال پشتیبانی باشید.

۶. یک محیط امن و حمایتی را ترویج دهید: گفتگوهای باز در مورد آسیب، سلامت روانی، و رفاه عاطفی را در جامعه، محل کار یا محافل اجتماعی خود تشویق کنید. محیطی را ایجاد کنید که در آن افراد در جستجوی کمک و صحبت در مورد تجربیات خود احساس راحتی کنند.

۷. به سرعت به تروما رسیدگی کنید: هنگام تجربه یک رویداد آسیب زا، در اسرع وقت به دنبال کمک باشید. مداخله زودهنگام، مانند بررسی روانشناختی یا سایر رویکردهای مبتنی بر شواهد، ممکن است به پیشگیری یا کاهش شدت علائم PTSD کمک کند.

مهم است که به یاد داشته باشید که تجربه همه افراد از تروما منحصر به فرد است و استراتژی های مختلف ممکن است برای افراد مختلف کارساز باشد. اگر شما یا کسی که می شناسید یک رویداد آسیب زا را تجربه کرده است یا نگران PTSD هستید، مشاوره با یک روانشناس واجد شرایط همیشه توصیه می شود.

آینده ازدواج با فرد مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه:

آینده ازدواج با فردی که دارای اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) است بسته به عوامل مختلفی از جمله علائم فرد، درمان، سیستم های حمایتی و پویایی کلی رابطه می تواند متفاوت باشد. مهم است که با همدلی، درک و ارتباط باز به این موضوع نزدیک شوید. در اینجا چند نکته قابل تامل است:

۱. آموزش و آگاهی: یادگیری در مورد PTSD و تأثیر آن بر افراد و روابط می تواند به هر دو شریک کمک کند تا درک بهتری از چالش هایی که ممکن است با آنها روبرو شوند ایجاد کنند. با آموزش خود در مورد PTSD، می توانید بینشی در مورد تجربیات و رفتار شریک زندگی خود به دست آورید.

۲. درمان و حمایت حرفه ای: تشویق شریک زندگی خود به دنبال کمک حرفه ای و شرکت در درمان مناسب برای علائم PTSD بسیار مهم است. درمان، دارو و سایر مداخلات می توانند به طور قابل توجهی رفاه آنها را بهبود بخشند و کیفیت کلی رابطه را افزایش دهند.

۳. ارتباط و شکیبایی: ارتباط مؤثر در هنگام ازدواج با فردی که دارای PTSD است، کلیدی است. گفتگوی باز، گوش دادن فعال و تفاهم بین هر دو طرف را تشویق کنید. شکیبایی و شفقت نقش مهمی در حمایت از شریک زندگی شما در مواقع سخت دارند.

۴. ایجاد روال ها و مرزها: ایجاد حس ثبات و قابل پیش بینی می تواند برای فرد مبتلا به PTSD مفید باشد. ایجاد روال‌ها، تعیین مرزهای واضح و ایجاد فضای امن در رابطه می‌تواند به کاهش محرک‌ها و ایجاد یک محیط حمایتی کمک کند.

۵. ایجاد یک شبکه حمایتی قوی: به عنوان یک همسر، مهم است که از سلامت روان خود نیز مراقبت کنید. ایجاد یک شبکه پشتیبانی از دوستان، خانواده یا گروه‌های حمایتی می‌تواند به شما حمایت عاطفی، راهنمایی و خروجی‌ای برای به اشتراک گذاشتن تجربیات و نگرانی‌های خود ارائه دهد.

۶. به دنبال زوج درمانی باشید: زوج درمانی می تواند منبع ارزشمندی برای تقویت پیوند زناشویی، بهبود ارتباطات، و رسیدگی به چالش های منحصر به فردی باشد که زمانی که یکی از زوجین دچار PTSD است، ایجاد می شود. یک درمانگر می تواند شما را هم در توسعه راهبردهای مقابله ای و هم در افزایش انعطاف پذیری کلی رابطه راهنمایی کند.

در نهایت، آینده ازدواج با فردی که مبتلا به PTSD است به تعهد و تمایل هر دو طرف برای حل چالش ها بستگی دارد. با عشق، درک، آموزش و حمایت حرفه ای مناسب، می توان یک رابطه رضایت بخش و حمایت کننده داشت.

داستانی پیرامون اختلال استرس پس از سانحه:

روزی روزگاری در شهر کوچکی که در نزدیکی حومه شهر آرام بود، زن جوانی به نام لیلی زندگی می کرد. او رفتاری ملایم و دلسوز داشت و همیشه مایل بود به نیازمندان کمک کند. لیلی در طول دوران پرستاری خود در کشوری جنگ‌زده، حادثه‌ای دردناک را تجربه کرده بود که باعث شد او با اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) مواجه شود.

علیرغم تأثیرات طولانی تروما، لیلی مصمم بود که زندگی کاملی داشته باشد و رویاهای خود را دنبال کند. او آرامش را در طبیعت یافت و ساعاتی را در باغ زیبای خود گذراند که با رنگ‌های زنده و گل‌های معطر شکوفا شده بود. در اینجا بود که او ناتان را ملاقات کرد، مردی مهربان و دارای طبیعت پر از درک.

ناتان متعلق به یک گروه پشتیبانی محلی برای افراد مبتلا به PTSD بود، که سهم خود را از حوادث آسیب زا در خط وظیفه به عنوان یک آتش نشان تجربه کرده بود. او بلافاصله درد و مبارزه را در چشمان لیلی تشخیص داد و چالش هایی را که او روزانه با آن روبرو بود را درک کرد. تجارب مشترک آنها پیوندی فوری ایجاد کرد و به زودی جدایی ناپذیر شدند.

لیلی و ناتان با هم سفری شفا و رشد را آغاز کردند. آنها به صورت فردی و زوجی در جلسات درمانی شرکت کردند، جایی که مکانیسم‌ها و استراتژی‌های مقابله‌ای را برای مدیریت علائم PTSD خود آموختند. درمانگر ارتباط باز را تشویق کرد و به آنها آموزش داد که چگونه احساسات و آسیب پذیری های خود را بدون قضاوت بیان کنند.

لیلی و ناتان وقتی پیچیدگی های رابطه خود را بررسی می کردند، قدرت صبر و درک را کشف کردند. آنها دریافتند که محرک‌ها و بازگشت‌های گذشته ممکن است به‌طور غیرمنتظره‌ای ایجاد شوند، اما متعهد به حمایت و همدلی با یکدیگر در هر مرحله از راه بودند. آنها در طول شب‌های بی‌خوابی آسایش می‌دادند، در لحظات چالش‌برانگیز گوش شنوا داشتند و حتی کوچک‌ترین پیروزی‌ها را جشن می‌گرفتند.

با گذشت زمان، عشق لیلی و ناتان قوی‌تر شد، که با تجربیات مشترک آنها و حمایت بی‌دریغی که از یکدیگر ارائه کردند، تقویت شد. پیوند آنها به منبعی از قدرت تبدیل شد و به آنها این امکان را داد که با ترس های خود روبرو شوند و زندگی خود را پس بگیرند.

آنها با هم خود را وقف افزایش آگاهی در مورد PTSD در جامعه خود کردند. آنها کارگاه‌های آموزشی، گروه‌های حمایتی و جمع‌آوری کمک‌های مالی ترتیب دادند و دانش را گسترش دادند و تفاهم را در میان همسایگان خود ترویج کردند. تلاش‌های آن‌ها فضای امنی را برای افراد مبتلا به PTSD ایجاد کرد و باعث آرامش و احساس تعلق شد.

داستان لیلی و ناتان گواهی است بر پایداری روح انسان در برابر سختی ها. آنها از طریق عشق پایدار و حمایت تزلزل ناپذیر خود، نه تنها بر چالش های ناشی از PTSD غلبه کردند، بلکه به دیگران الهام بخشیدند تا در میان تاریکی به دنبال کمک باشند و امید پیدا کنند.

و بنابراین، سفر آنها ادامه می یابد، زیرا آنها هر روز را با سپاسگزاری در آغوش می گیرند، با همدلی، درک و عشق بی پایان با موانع زندگی روبرو می شوند.

نقاشی درمانی /روانشناس رویا زاهدی

نقاشی درمانی

استفاده از قدرت هنر برای درمان و ابراز وجود

نقاشی درمانی که به عنوان هنر درمانی بیانی نیز شناخته می شود، یک رویکرد خلاقانه برای شفا و خودکاوی است که از فرآیند ساخت هنر برای بهبود رفاه ذهنی، عاطفی و جسمی استفاده می کند. این به افراد یک خروجی ارزشمند برای ابراز خود ارائه می دهد، و به آنها اجازه می دهد تا از طریق استفاده از رسانه های هنری مختلف، افکار، احساسات و تجربیات درونی خود را مورد استفاده قرار دهند و با آنها ارتباط برقرار کنند. هدف این مقاله بررسی مفهوم نقاشی درمانی، مزایا، تکنیک ها و نمونه هایی از چگونگی استفاده موفقیت آمیز از آن به عنوان یک ابزار درمانی است.

  1. تاریخچه و توسعه نقاشی درمانی:

الف) ریشه های نقاشی درمانی را می توان به دوران باستان جستجو کرد، جایی که از هنر برای شفای روحی و روانی استفاده می شد.

ب. چهره‌های پیشگامی مانند آدریان هیل و مارگارت ناومبورگ در توسعه و به رسمیت شناختن هنر درمانی به عنوان یک شکل متمایز از درمان در قرن بیستم مؤثر بودند.

ج- جامعه بین المللی هنر درمانی را با تأسیس سازمان های حرفه ای مانند انجمن هنر درمانی آمریکا (AATA) و انجمن هنردرمانگران بریتانیا (BAAT) به عنوان یک عمل درمانی مشروع به رسمیت شناخت.

  1. مبانی نظری نقاشی درمانی:

الفرویکردهای انسان گرا: درمان شخص محور، گشتالت درمانی و درمان وجودی بر اهمیت ابراز وجود و خلاقیت در رشد و شفای شخصی تأکید دارند.

ب. رویکردهای روان پویایی: نقاشی درمانی با تکیه بر نظریه های روانکاوی، ضمیر ناخودآگاه را کشف می کند و خودآگاهی و درون نگری را ترویج می کند.

    ج. رویکردهای شناختی-رفتاری: نقاشی درمانی را می توان با تکنیک های بازسازی شناختی برای به چالش کشیدن الگوهای فکری منفی و ترویج تغییرات مثبت ادغام کرد.

III. مزایای نقاشی درمانی:

الف- بیان عاطفی: نقاشی وسیله ای غیرکلامی برای بیان احساسات و عواطف است که ممکن است بیان آنها به صورت کلامی دشوار باشد.

    ب. کاهش استرس: درگیر شدن در فرآیند خلاقانه می تواند به کاهش سطح استرس و تقویت آرامش کمک کند.

ج. خودکاوی و بینش: نقاشی درمانی، درون نگری را تشویق می کند و به افراد این امکان را می دهد تا بینش عمیق تری نسبت به افکار، عواطف و احساس خود به دست آورند.

ت) مهارت های ارتباطی پیشرفته: نقاشی درمانی می تواند مهارت های ارتباطی را با ارائه راه های جایگزین برای ابراز وجود به افراد، به ویژه برای کسانی که با ارتباط کلامی مشکل دارند، افزایش دهد.

    ه- توانمندسازی و عزت نفس: فرآیند خلق هنر و شاهد رشد شخصی می تواند عزت نفس را تقویت کرده و افراد را برای غلبه بر چالش ها توانمند کند.

  1. تکنیک ها و تمرینات در نقاشی درمانی:

    الف. بیان هنری آزاد: اجازه دادن به افراد برای خلق آزادانه هنر بدون محدودیت یا قضاوت.

ب. ایجاد ماندالا: ایجاد و رنگ آمیزی ماندالا می تواند آرامش، تمرکز، و خود انعکاس را تقویت کند.

    ج. تصویرسازی هدایت شده: دعوت از افراد برای ترسیم یک صحنه یا تصویر بر اساس تجسم ها یا خاطرات هدایت شده.

د. آثار هنری مشارکتی: تشویق مشارکت گروهی در ایجاد یک اثر هنری مشترک، تقویت تعامل اجتماعی و انسجام.

ه. روزنامه نگاری هنری: ترکیب هنر و روزنامه نگاری برای تشویق به بازتاب و کاوش در تجربیات شخصی.

  1. نمونه هایی از کاربردهای نقاشی درمانی:

     الف. سلامت روانی و بهبودی: نقاشی درمانی در کمک به افراد برای مقابله با شرایطی مانند افسردگی، اضطراب، تروما و اعتیاد موفق بوده است.

    ب. توانبخشی و سلامت جسمانی: بیماران سکته مغزی، افراد مبتلا به درد مزمن، و کسانی که تحت توانبخشی فیزیکی قرار می گیرند از نقاشی درمانی برای بازیابی مهارت های حرکتی، کاهش درد و بهبود رفاه کلی بهره برده اند.

    ج- کودکان و نوجوانان: نقاشی درمانی در کمک به کودکان و نوجوانان در بیان احساسات، تقویت ارتباط و توسعه مهارت های مقابله ای مؤثر بوده است.

    د. پیری و زوال عقل: هنر درمانی نتایج امیدوارکننده ای در بهبود کیفیت زندگی، یادآوری حافظه و رفاه کلی برای افراد مسن مبتلا به زوال عقل یا بیماری آلزایمر نشان داده است.

نتیجه:

نقاشی درمانی یک راه منحصر به فرد و قدرتمند برای درمان و ابراز وجود ارائه می دهد. از طریق فرآیند خلاقانه، افراد می توانند افکار، احساسات و تجربیات خود را به روش هایی که کلمات به تنهایی نمی توانند آن را درک کنند، کشف و با آنها ارتباط برقرار کنند. به عنوان یک عمل درمانی یکپارچه، نقاشی درمانی به تکامل خود ادامه می دهد و به عنوان یک ابزار ارزشمند برای افزایش رفاه ذهنی، عاطفی و جسمی در جمعیت های مختلف شناخته می شود. با در آغوش گرفتن قدرت دگرگون کننده هنر، افراد می توانند پتانسیل خلاقانه خود را باز کنند و سفری را برای کشف خود و رشد شخصی آغاز کنند.

کتاب درمانی /روانشناس رویا زاهدی

کتاب درمانی

قدرت شفابخش ادبیات برای بهزیستی عاطفی و رشد شخصی

کتاب درمانی که به عنوان ادبیات تراپی نیز شناخته می شود، یک رویکرد درمانی است که از ادبیات و مطالعه به عنوان ابزاری برای بهبود سلامت روان، ارتقای خود اندیشی و تسهیل رشد شخصی استفاده می کند. این شامل انتخاب دقیق و بحث در مورد کتاب ها با درمانگران آموزش دیده یا از طریق خواندن خودراهنما است، که به افراد امکان می دهد احساسات خود را کشف کنند، بینشی نسبت به زندگی خود به دست آورند، و در کلام مکتوب آرامش و الهام بگیرند. هدف این مقاله بررسی مفهوم کتاب درمانی، فواید، تکنیک ها و نمونه هایی از چگونگی استفاده موفقیت آمیز از آن به عنوان یک ابزار درمانی است.

  1. پیشینه تاریخی کتاب درمانی:

الف. خاستگاه کتاب درمانی را می توان در تمدن های باستانی جستجو کرد، جایی که اعتقاد بر این بود که ادبیات دارای قدرت شفابخش است.

ب) این مفهوم در قرن بیستم با کار پیشگامانی مانند زیگموند فروید که بر نقش ادبیات در درک ضمیر ناخودآگاه تأکید داشتند، به رسمیت شناخته شد.

ج. حوزه کتاب‌درمانی با تأسیس سازمان‌هایی مانند فدراسیون بین‌المللی کتاب‌درمانی/شعر درمانی (IFBPT) گسترش بیشتری یافت، که شیوه حرفه‌ای استفاده از کتاب‌ها برای اهداف درمانی را ترویج می‌کرد.

  1. کتاب درمانی چگونه کار می کند:

الف. کتاب درمانی شامل انتخاب عمدی کتاب ها بر اساس نیازها و اهداف خاص فرد است.

ب. کتاب های داستانی، غیرداستانی، شعر و کتاب های خودیاری همگی بسته به نتایج مورد نظر می توانند در کتاب درمانی استفاده شوند.

ج. جلسات درمانی اغلب شامل بحث‌های هدایت‌شده و تأملات در مورد خوانش‌های منتخب، تشویق افراد به ارتباط با شخصیت‌ها، مضامین و ایده‌هایی است که با تجربیات خودشان طنین‌انداز می‌شوند.

III. فواید کتاب درمانی:

    الف. تزکیه نفس عاطفی: خواندن به افراد اجازه می دهد تا رهایی عاطفی را تجربه کنند و بینش هایی را در مورد احساسات خود به دست آورند که منجر به شفای نفس می شود.

    ب. همدلی و ارتباط: از طریق ادبیات، خوانندگان می توانند نسبت به شخصیت های داستانی همدلی ایجاد کنند که می تواند به موقعیت ها و روابط واقعی زندگی گسترش یابد.

ج) خودکاوی و بینش: کتاب‌ها فضای امنی را برای افراد فراهم می‌کنند تا افکار، باورها و تجربیات زندگی خود را کشف کنند و به خود تأملی و رشد شخصی کمک کنند.

د. کاهش استرس: درگیر شدن با کتاب نوعی فرار و آرامش را فراهم می کند، سطح استرس را کاهش می دهد و بهزیستی کلی را ارتقا می دهد.

ه. افزایش انعطاف پذیری: خواندن داستان های پیروزی بر ناملایمات و انعطاف پذیری می تواند افراد را برای غلبه بر چالش های خود الهام بخش و توانمند کند.

  1. تکنیک ها و تمرین های کتاب درمانی:

الف. کتاب درمانی تجویزی: درمانگران کتاب‌های خاصی را تجویز می‌کنند که به نگرانی‌های منحصربه‌فرد مراجعان می‌پردازد و به آنها کمک می‌کند تا مبارزات عاطفی خود را هدایت کنند.

    ب. خواندن تعاملی: خوانندگان در شیوه های خواندن فعال مانند روزنامه نگاری، گفتگو با متن، یا خلق هنری با الهام از کتاب شرکت می کنند.

ج. شعر درمانی: استفاده از شعر و تمرینات نوشتن خلاق برای تشویق به بیان خود، درون نگری و کاوش شخصی.

ه. گروه های کتاب دوست: جلسات گروه درمانی که در آن افراد در مورد کتاب ها بحث می کنند و بینش های خود را به اشتراک می گذارند و ارتباط اجتماعی و حمایت را تقویت می کنند.

  1. نمونه هایی از کاربردهای کتاب درمانی:

    الف. غم و فقدان: خواندن کتاب هایی که با غم و اندوه و فقدان سروکار دارند، می تواند باعث آرامش، اعتبار و راهنمایی در طول دوره های سوگواری شود.

ب. اضطراب و افسردگی: برخی کتاب‌ها و خاطرات خودیاری می‌توانند راهبردهای مقابله، الهام‌بخش و امید را برای افرادی که با اضطراب و افسردگی دست و پنجه نرم می‌کنند ارائه دهند.

ج. تروما و PTSD: خواندن روایت‌های بازماندگان تروما می‌تواند اعتبار بخشی را ارائه کند و به افراد کمک کند تا تجربیات آسیب‌زای خود را پردازش کنند.

    د. عزت نفس و رشد شخصی: کتاب‌هایی که خودپذیری، انعطاف‌پذیری و پیشرفت شخصی را ترویج می‌کنند، می‌توانند به بهبود عزت نفس و رشد مثبت کمک کنند.

 

نتیجه:

کتاب درمانی رویکردی نوآورانه و قابل دسترس برای شفای عاطفی و رشد شخصی ارائه می دهد. با درگیر شدن با ادبیات، افراد می توانند آرامش پیدا کنند، بینش به دست آورند و درک عمیق تری از خود و دیگران ایجاد کنند. قدرت کتاب برای الهام بخشیدن، برانگیختن فکر و ایجاد آرامش در کتاب درمانی برای تسهیل رفاه عاطفی و ترویج تغییرات مثبت به کار گرفته شده است. با کاربردهای متنوع و طیف وسیعی از تکنیک ها، کتاب درمانی همچنان در زمینه های مختلف درمانی ارزشمند است و به افراد راهی برای کشف خود، انعطاف پذیری و دگرگونی از طریق کلام مکتوب ارائه می دهد.

راهی به سوی بهزیستی روانشناختی /روانشناس رویا زاهدی

درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد: راهی به سوی بهزیستی روانشناختی

در حوزه روان درمانی، رویکردهای مختلفی برای کمک به افراد برای عبور از چالش های زندگی و بهبود بهزیستی روانی خود پدید آمده است. یکی از این رویکردها، درمان با پذیرش و تعهد (ACT) است. ACT شکلی از درمان شناختی-رفتاری است که بر پذیرش افکار و احساسات دشوار و در عین حال متعهد شدن به اقدامات همسو با ارزش های شخصی تمرکز دارد. در این مقاله، اصول و تکنیک های ACT و اینکه چگونه می تواند به بهزیستی روانی کمک کند را بررسی خواهیم کرد.

درک درمان پذیرش و تعهد

اصول اصلی ACT: ACT

بر اساس شش اصل اصلی است:

پذیرش: تصدیق و پذیرش افکار، عواطف و احساسات دشوار بدون تلاش برای تغییر یا اجتناب از آنها.

اختلال شناختی: یادگیری مشاهده افکار و جدا شدن از الگوهای تفکر غیر مفید.

حضور: پرورش ذهن آگاهی و درگیر بودن کامل در لحظه حال.

خود به عنوان زمینه: تشخیص اینکه افکار و احساسات تجربیاتی گذرا هستند و جنبه هایی از هویت خود را تعریف نمی کنند.

شفاف سازی ارزش ها: شناسایی ارزش های شخصی و استفاده از آنها به عنوان راهنمای تصمیم گیری و رفتار.

اقدام متعهد: انجام اقدامات هدفمند و همسو با ارزش های فرد، حتی در صورت وجود ناراحتی یا احساسات دشوار.

نقش ذهن آگاهی: ذهن آگاهی نقش اصلی را در ACT بازی می کند. با تمرین ذهن آگاهی، افراد توانایی مشاهده افکار و عواطف خود را بدون قضاوت ایجاد می کنند. این به انعطاف پذیری روانی بیشتر و توانایی پاسخگویی به چالش های زندگی به شیوه ای سازگارتر اجازه می دهد.

تکنیک‌های دفع شناختی: تکنیک‌های دفع شناختی در ACT برای کمک به افراد در فاصله گرفتن از افکار و باورهای غیر مفید استفاده می‌شوند. با تشخیص این که افکار لزوماً درست یا دقیق نیستند، افراد می توانند تأثیر آنها را بر احساسات و رفتار کاهش دهند.

زندگی مبتنی بر ارزش ها: ACT بر اهمیت شفاف سازی ارزش های شخصی و استفاده از آنها به عنوان قطب نمایی برای تصمیم گیری و رفتار تاکید می کند. با همسو کردن اقدامات با ارزش ها، افراد می توانند احساس هدف و تحقق را تجربه کنند.

کاربرد ACT در عمل

شناسایی ارزش ها: اولین قدم در ACT شناسایی ارزش های شخصی است. این شامل تأمل در مورد آنچه واقعاً در زندگی یک فرد مهم و معنادار است. ارزش ها می توانند حوزه های مختلفی مانند روابط، شغل، سلامت و رشد شخصی را دربر گیرند.

پذیرش افکار و احساسات دشوار: ACT افراد را تشویق می‌کند تا افکار و احساسات دشوار را به‌جای تلاش برای سرکوب یا اجتناب از آنها بپذیرند و بپذیرند. این پذیرش به افراد این امکان را می‌دهد که فضایی را برای این تجربیات باز کنند بدون اینکه تحت تأثیر آن‌ها قرار گیرند.

پرورش ذهن آگاهی: تمرینات ذهن آگاهی، مانند مدیتیشن و اسکن بدن، برای توسعه آگاهی لحظه حال و مشاهده بدون قضاوت افکار و احساسات انجام می شود. این به افراد کمک می کند تا با تجربیات درونی خود هماهنگ شوند و بهتر بتوانند به طور موثر پاسخ دهند.

خنثی سازی از افکار: ACT از تکنیک های مختلف دفع استفاده می کند تا به افراد کمک کند تا از افکار غیر مفید جدا شوند. این می تواند شامل برچسب زدن افکار به عنوان افکار، تکرار آنها با صدای احمقانه، یا تصور کردن آنها بر روی برگ های شناور در یک جریان باشد. این تکنیک ها به افراد کمک می کند تا افکار را جدا از خود واقعی خود ببینند.

اقدام متعهدانه: ACT بر اهمیت انجام اقدامی همسو با ارزش‌های فرد، حتی در مواجهه با ناراحتی یا احساسات دشوار تأکید می‌کند. این شامل تعیین اهداف و درگیر شدن در رفتارهایی است که به زندگی معنادار کمک می کند.

مزایای درمان با پذیرش و تعهد

افزایش انعطاف‌پذیری روان‌شناختی: ACT به افراد کمک می‌کند انعطاف‌پذیری روان‌شناختی ایجاد کنند و به آن‌ها اجازه می‌دهد تا به موقعیت‌ها و احساسات چالش‌برانگیز پاسخ سازگاری بدهند. این انعطاف پذیری افراد را قادر می سازد تا زندگی رضایت بخش تر و مبتنی بر ارزش ها را داشته باشند.

کاهش پریشانی روانی: با پذیرش افکار و احساسات دشوار و یادگیری خلاص شدن از الگوهای فکری غیر مفید، افراد می توانند کاهش پریشانی روانی را تجربه کنند. این می تواند به بهبود سلامت روانی و کیفیت کلی زندگی منجر شود.

مهارت‌های مقابله‌ای پیشرفته: ACT افراد را با مهارت‌های مقابله‌ای مؤثر برای عبور از چالش‌های زندگی مجهز می‌کند. با پرورش ذهن آگاهی، پذیرش تجربیات دشوار و انجام اقدامات متعهدانه، افراد تاب آوری و توانایی مقابله موثرتر با عوامل استرس زا را توسعه می دهند.

بهبود روابط: ACT همچنین می تواند تأثیر مثبتی بر روابط داشته باشد. با روشن کردن ارزش‌های شخصی و همسو کردن اعمال با آن ارزش‌ها، افراد می‌توانند ارتباطات سالم‌تر و معتبرتری با دیگران ایجاد کنند.

نتیجه

درمان پذیرش و تعهد (ACT) با تأکید بر پذیرش، ذهن آگاهی و زندگی مبتنی بر ارزش، رویکردی منحصر به فرد به روان درمانی ارائه می دهد. با پذیرش افکار و احساسات دشوار، رهایی از الگوهای تفکر غیر مفید و انجام اقدامات متعهدانه، افراد می توانند انعطاف پذیری روانی و بهزیستی کلی خود را افزایش دهند. ACT ابزارهای عملی را در اختیار افراد قرار می دهد تا چالش های زندگی را پشت سر بگذارند و زندگی معنادارتر و رضایت بخشی داشته باشند. اگر به دنبال یک رویکرد درمانی هستید که پذیرش، ذهن آگاهی و اقدام مبتنی بر ارزش ها را ترویج می کند، ACT ممکن است گزینه ارزشمندی برای بررسی باشد

درمان‌های حمایتی عاطفی /روانشناس رویا زاهدی

درمان‌های حمایتی عاطفی

درمان‌های حمایت عاطفی با ارائه ابزارهای لازم به افراد برای عبور از چالش‌های عاطفی، نقش مهمی در تقویت سلامت روان و رفاه دارند. این درمان‌ها شامل انواع تکنیک‌ها، روش‌ها و رویکردهایی است که هدف آنها رسیدگی به مسائل مربوط به سلامت روان مانند اضطراب، افسردگی، تروما و استرس است. در این مقاله، درمان‌های مختلف حمایت عاطفی، مزایای آن‌ها و اینکه چگونه می‌توانند افراد را برای توسعه انعطاف‌پذیری و بهبود کیفیت کلی زندگی‌شان توانمند کنند، بررسی خواهیم کرد.

  1. ۱. درمان شناختی رفتاری (CBT)

درمان شناختی-رفتاری (CBT) یک شکل شناخته شده درمان حمایت عاطفی است که بر شناسایی و تغییر الگوها و رفتارهای فکری منفی تمرکز دارد. از طریق همکاری با یک درمانگر، افراد به چالش کشیدن باورهای غیر مفید، توسعه راهبردهای مقابله و در نهایت بهبود بهزیستی عاطفی خود قدرت می یابند. برای مثال، اگر فردی دارای اضطراب اجتماعی است، CBT می تواند به او کمک کند تا افکار غیرمنطقی را که منجر به رفتار اجتنابی می شود شناسایی و به چالش بکشد، و در نهایت به او کمک می کند تا راحت تر در موقعیت های اجتماعی شرکت کند.

  1. ۲. رفتار درمانی دیالکتیکی (DBT) Dialectical Behavior Therapy

رفتار درمانی دیالکتیکی (DBT) نوعی درمان حمایت عاطفی است که اغلب برای افرادی که با احساسات شدید و تمایلات خود تخریبی دست و پنجه نرم می کنند، استفاده می شود. DBT عناصر درمان شناختی-رفتاری را با شیوه های ذهن آگاهی ترکیب می کند تا به افراد مهارت هایی مانند تنظیم هیجان، تحمل پریشانی، اثربخشی بین فردی و خود مدیریتی را آموزش دهد. به عنوان مثال، DBT ممکن است به فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی کمک کند تا با ایجاد مکانیسم های مقابله ای سالم و کاهش رفتارهای تکانشی، احساسات قوی خود را مدیریت کند.

  1. ۳. حساسیت زدایی و پردازش مجدد حرکات چشم (EMDR) Eye Movement Desensitization and Reprocessing

حساسیت زدایی و پردازش مجدد حرکات چشم (EMDR) یک درمان مبتنی بر شواهد است که عمدتاً برای افرادی که تروما یا سایر رویدادهای ناراحت کننده زندگی را تجربه کرده اند استفاده می شود. EMDR به افراد کمک می کند تا با استفاده از حرکات چشم یا سایر اشکال تحریک دوطرفه، خاطرات آسیب زا را پردازش کنند. هدف این درمان حساسیت زدایی افراد نسبت به خاطرات ناراحت کننده و تسهیل ادغام باورهای مثبت است. به عنوان مثال، فردی که از یک تصادف رانندگی جان سالم به در برده است، ممکن است برای پردازش ترومای مرتبط و کاهش علائم مرتبط مانند افکار مزاحم، کابوس‌ها و اضطراب، تحت EMDR قرار گیرد.

  1. ۴. درمان به کمک حیوانات (AAT) Animal-Assisted Therapy

درمان با کمک حیوانات (AAT) شامل تعامل با حیوانات آموزش دیده، مانند سگ یا اسب، برای ارتقاء شفای عاطفی و ایجاد آرامش است. این حیوانات، تحت هدایت یک درمانگر، فرصت هایی را برای افراد ایجاد می کنند تا همدلی، بهبود مهارت های ارتباطی، کاهش استرس و افزایش رفاه کلی عاطفی را ایجاد کنند. به عنوان مثال، AAT می تواند در درمان کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم مفید باشد، زیرا تعامل با حیوانات می تواند به رشد مهارت های اجتماعی و کاهش اضطراب آنها کمک کند.

  1. ۵. هنر درمانی

هنردرمانی از اشکال مختلف هنری از جمله نقاشی، طراحی و مجسمه سازی به عنوان وسیله ای برای بیان خود و شفای عاطفی استفاده می کند. با درگیر شدن در فرآیند خلاق، افراد می توانند احساساتی را که ممکن است به صورت کلامی بیان آنها دشوار باشد، کشف کرده و با آنها ارتباط برقرار کنند. هنر درمانی به خود اندیشی، آرامش و رشد شخصی کمک می کند. به عنوان مثال، فردی که با افسردگی دست و پنجه نرم می کند، ممکن است از طریق خلق آثار هنری، تسکین و درک خود را پیدا کند، و به او اجازه می دهد تا احساسات خود را در یک محیط بدون قضاوت بیان و پردازش کند.

نتیجه گیری

درمان‌های حمایت عاطفی منابع ارزشمندی هستند که افراد را برای عبور از چالش‌های عاطفی، توسعه انعطاف‌پذیری و بهبود رفاه کلی خود توانمند می‌سازند. چه از طریق درمان شناختی-رفتاری، رفتار درمانی دیالکتیکی، حساسیت زدایی و پردازش مجدد حرکات چشم، درمان به کمک حیوانات یا هنر درمانی باشد، این رویکردهای درمانی ابزارهای مؤثری را برای مدیریت احساسات، غلبه بر تروما و داشتن زندگی رضایت بخش تر در اختیار افراد قرار می دهند. با تقویت شفقت، درک و راهنمایی بیمار، درمان‌های حمایت عاطفی به افراد کمک می‌کنند تا قدرت درونی خود را باز کنند و حالت ذهنی سالم‌تر و متعادل‌تری را تقویت کنند.

روش MBCT در ذهن آگاهی /روانشناس رویا زاهدی

روش MBCT در ذهن آگاهی

Mindfulness-Based Cognitive Therapy (MBCT)

   درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی (MBCT) یک رویکرد درمانی است که عناصر شناخت درمانی را با شیوه های ذهن آگاهی ترکیب می کند. این برای کمک به افرادی که از افسردگی مکرر رنج می برند و جلوگیری از عود ایجاد شده است. MBCT در سال های اخیر به دلیل اثربخشی آن در کاهش استرس، اضطراب و بهبود رفاه کلی محبوبیت پیدا کرده است.

MBCT چیست؟

MBCT یک برنامه ساختاریافته است که شیوه های مراقبه ذهن آگاهی را با تکنیک های شناخت درمانی ادغام می کند. هدف آن این است که به افراد کمک کند تا از افکار و احساسات خود آگاه تر شوند و رابطه متفاوتی با آنها ایجاد کنند. با پرورش ذهن آگاهی، افراد می توانند یاد بگیرند که به موقعیت های چالش برانگیز با وضوح و شفقت بیشتر پاسخ دهند.

ریشه های MBCT

MBCT در اواخر دهه ۱۹۹۰ توسط Zindel Segal، Mark Williams و John Teasdale توسعه یافت. آنها عناصر برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی جان کابات زین (MBSR) را با تکنیک های شناخت درمانی ترکیب کردند. هدف ایجاد برنامه ای بود که به طور خاص برای افراد دارای سابقه افسردگی طراحی شده بود.

MBCT چگونه کار می کند؟

MBCT با آموزش افراد به مشاهده افکار و احساسات خود بدون قضاوت کار می کند. از طریق تمرین‌های مراقبه ذهن آگاهی، افراد یاد می‌گیرند که از الگوهای فکری خودکار خود آگاه شوند و توانایی پاسخگویی به آن‌ها را به شیوه‌ای سازگارتر توسعه دهند. همچنین از تکنیک های شناخت درمانی برای به چالش کشیدن الگوهای افکار منفی و ایجاد تفکر مثبت و واقع بینانه استفاده می شود.

مزایای MBCT

مشخص شده است که MBCT برای افرادی که به طور منظم آن را انجام می دهند دارای مزایای بی شماری است. برخی از مزایای کلیدی عبارتند از:

MBCT برای کاهش استرس

استرس یک مشکل رایج در دنیای پرشتاب امروزی است. MBCT می تواند به افراد کمک کند تا با آموزش حضور بیشتر و آگاهی از افکار و احساسات خود، استرس را کاهش دهند. با تمرین ذهن آگاهی، افراد می توانند احساس آرامش و آرامش بیشتری را ایجاد کنند.

MBCT برای اضطراب و افسردگی

MBCT برای اثربخشی آن در کاهش علائم اضطراب و افسردگی به طور گسترده مورد مطالعه قرار گرفته است. تحقیقات نشان داده است که افرادی که MBCT را انجام می دهند کاهش قابل توجهی در علائم افسردگی را تجربه می کنند و کمتر احتمال دارد به افسردگی عود کنند.

MBCT برای مدیریت درد مزمن

درد مزمن می تواند تاثیر قابل توجهی بر کیفیت زندگی فرد داشته باشد. مشخص شده است که MBCT با کمک به افراد در ایجاد رابطه متفاوت با درد خود در مدیریت درد مزمن موثر است. با پرورش ذهن آگاهی، افراد می توانند یاد بگیرند که درد خود را بدون قضاوت مشاهده کنند و رنج خود را کاهش دهند.

MBCT برای بهبود اعتیاد

اعتیاد یک موضوع پیچیده است که اغلب شامل عوامل عاطفی و روانی است. MBCT می تواند با کمک به افراد در ایجاد خودآگاهی بیشتر و تنظیم عاطفی، ابزار ارزشمندی در بهبود اعتیاد باشد. با تمرین ذهن آگاهی، افراد می توانند یاد بگیرند که هوس ها و امیال خود را بدون عمل به آنها مشاهده کنند.

MBCT برای بهبود تمرکز و توجه

در عصر دیجیتال امروزی، حفظ تمرکز و تمرکز می تواند چالش برانگیز باشد. MBCT می تواند به افراد کمک کند تا تمرکز و تمرکز خود را با آموزش توجه خود از طریق تمرین های مراقبه ذهن آگاهی بهبود بخشند. با تمرین ذهن آگاهی، افراد می توانند یاد بگیرند که توجه خود را به لحظه حال برگردانند و حواس پرتی را کاهش دهند.

MBCT برای افزایش رفاه عاطفی

بهزیستی عاطفی برای سلامت روان کلی ضروری است. MBCT می تواند به افراد کمک کند تا با آموزش مشاهده احساسات خود بدون قضاوت، بهزیستی عاطفی خود را افزایش دهند. با تمرین ذهن آگاهی، افراد می توانند احساس تعادل عاطفی و انعطاف پذیری بیشتری داشته باشند.

MBCT برای بهبود روابط

روابط سالم برای رفاه کلی بسیار مهم است.MBCT می تواند به افراد کمک کند تا روابط خود را با آموزش برقراری ارتباط مؤثرتر و پاسخگویی به دیگران با همدلی و شفقت بیشتر، بهبود بخشند. با تمرین ذهن آگاهی، افراد می توانند درک عمیق تری از خود و دیگران ایجاد کنند.

MBCT برای رشد شخصی و خودآگاهی

MBCT می تواند ابزاری قدرتمند برای رشد شخصی و خودآگاهی باشد. با پرورش ذهن آگاهی، افراد می توانند درک بیشتری از افکار، احساسات و رفتارهای خود ایجاد کنند. این خودآگاهی می تواند منجر به رشد فردی و تغییرات مثبت در عرصه های مختلف زندگی شود.

نحوه تمرین MBCT

تمرین MBCT شامل جلسات منظم مراقبه ذهن آگاهی و گنجاندن ذهن آگاهی در زندگی روزمره است. توصیه می شود یک مربی واجد شرایط MBCT پیدا کنید یا به یک برنامه ساخت یافته MBCT بپیوندید. مربی افراد را از طریق روش‌های مختلف مراقبه ذهن آگاهی راهنمایی می‌کند و پشتیبانی و راهنمایی را در طول فرآیند ارائه می‌دهد.

نتیجه

MBCT یک رویکرد درمانی ارزشمند است که شیوه های ذهن آگاهی را با تکنیک های شناخت درمانی ترکیب می کند. مشخص شده است که در کاهش استرس، اضطراب و افسردگی، مدیریت درد مزمن، کمک به بهبودی اعتیاد، بهبود تمرکز و تمرکز، افزایش رفاه عاطفی، بهبود روابط، و ارتقای رشد شخصی و خودآگاهی موثر است. با تمرین MBCT، افراد می توانند رابطه متفاوتی با افکار و احساسات خود ایجاد کنند و زندگی آگاهانه و رضایت بخشی داشته باشند.

رفتار درمانی شناختی (CBT) /روانشناس رویا زاهدی

رفتار درمانی شناختی (CBT)

Cognitive Behavioral Therapy (CBT)

  1. ۱٫ مقدمه ای بر رفتار درمانی شناختی (CBT)
  2. ۲٫ درک اصول CBT
  3. ۳٫ نقش افکار و باورها در CBT
  4. ۴٫ شناسایی و به چالش کشیدن افکار منفی
  5. ۵٫ آزمایشات رفتاری در CBT
  6. ۶٫ توسعه راهبردها و مهارت های مقابله ای
  7. ۷٫ اهمیت تکالیف در CBT
  8. ۸٫ اثربخشی CBT در درمان شرایط مختلف سلامت روان
  9. ۹٫ CBT برای اختلالات اضطرابی
  10. ۱۰٫ CBT برای افسردگی
  11. ۱۱٫ CBT برای اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)
  12. ۱۲٫ CBT برای اختلال وسواس فکری اجباری (OCD)
  13. ۱۳٫ CBT برای اختلالات خوردن
  14. ۱۴٫ CBT برای سوء مصرف مواد
  15. ۱۵٫ نتیجه گیری: مزایای CBT و پتانسیل آن برای رشد و تغییر شخصی

# درمان شناختی رفتاری (CBT): ابزاری قدرتمند برای رشد و تغییر شخصی

درمان شناختی رفتاری (CBT) یک نوع روان درمانی شناخته شده و موثر است که بر ارتباط بین افکار، احساسات و رفتارهای ما تمرکز دارد. بر این فرض استوار است که افکار و باورهای ما بر احساسات و اعمال ما تأثیر می گذارد و با تغییر افکار می توانیم رفتارهای خود را تغییر داده و بهزیستی روانی خود را بهبود بخشیم.

## مقدمه ای بر رفتار درمانی شناختی (CBT)

CBT یک رویکرد هدف گرا و عملی برای درمان است که هدف آن کمک به افراد برای شناسایی و تغییر الگوهای منفی تفکر و رفتار است. ریشه در این باور دارد که افکار و تفسیرهای ما از رویدادها نقش مهمی در شکل‌دهی واکنش‌ها و رفتارهای عاطفی ما دارند.

## درک اصول CBT

اصول CBT حول این ایده می چرخد که افکار، احساسات و رفتارهای ما به هم مرتبط هستند. با بررسی و به چالش کشیدن افکارمان، می‌توانیم درک بهتری از نحوه تأثیر آن‌ها در پریشانی عاطفی و رفتارهای ناسازگارمان به دست آوریم.

## نقش افکار و باورها در CBT

CBT بر اهمیت شناسایی و بررسی افکار و باورهای ما تأکید دارد. افکار منفی و غیرمنطقی می تواند منجر به احساسات و رفتارهای منفی شود. با آگاهی از این افکار و به چالش کشیدن اعتبار آنها، می توانیم افکار واقع بینانه و مثبت تری را جایگزین آنها کنیم.

## شناسایی و به چالش کشیدن افکار منفی

یکی از تکنیک های کلیدی مورد استفاده در CBT شناسایی و به چالش کشیدن افکار منفی است. این فرآیند شامل بررسی شواهد موافق و مخالف افکار منفی ما و جایگزینی آنها با جایگزین های متعادل تر و منطقی تر است.

## آزمایش های رفتاری در CBT

CBT همچنین از آزمایشات رفتاری برای آزمایش اعتبار افکار و باورهای ما استفاده می کند. با درگیر شدن در موقعیت های واقعی زندگی و مشاهده نتایج، می توانیم شواهدی را برای به چالش کشیدن و اصلاح الگوهای تفکر منفی خود جمع آوری کنیم.

## توسعه استراتژی ها و مهارت های مقابله ای

CBT بر تجهیز افراد به استراتژی‌ها و مهارت‌های مقابله‌ای عملی برای مدیریت مؤثرتر احساسات و رفتارهایشان تمرکز دارد. این استراتژی ها ممکن است شامل

  1. تحلیل تفکر: شناسایی و به چالش کشیدن الگوهای تفکر منفی و نادرست.
  2. تغییر تفکر: جایگزین کردن افکار منفی با افکار مثبت و موثرتر.
  3. تمرینات تنفسی عمیق: استفاده از تکنیک‌های تنفسی برای کاهش استرس و اضطراب.
  4. تمرینات تمرکز و آگاهی: تمریناتی برای تقویت تمرکز و آگاهی از حالت ذهن و بدن.
  5. تکنیک‌های مدیریت استرس: استفاده از روش‌های مختلف برای کاهش استرس و مدیریت آن.
  6. تمرینات تنش عضلانی: تمریناتی برای کاهش تنش عضلانی و آرامش بدن.
  7. تمرینات تصویرسازی: استفاده از تصاویر ذهنی مثبت برای تسکین و آرامش.
  8. تمرینات تنظیم خودکار: تمریناتی برای بهبود توانایی تنظیم خودکار و مدیریت رفتارها.
  9. تمرینات تعاملی: تمریناتی برای بهبود مهارت‌های ارتباطی و تعاملی با دیگران.
  10. تمرینات تعیین هدف: تعیین هدف‌های مثبت و موثر و تلاش برای رسیدن به آن‌ها.

  ## اهمیت تکالیف در CBT

تکالیف خانه بخشی جدایی ناپذیر از CBT هستند. آنها فرصت تمرین و تقویت مهارت های آموخته شده در جلسات درمانی را در اختیار افراد قرار می دهند. تکالیف خانه ممکن است شامل حفظ سوابق فکری، تمرین تمرینات آرامش بخش یا شرکت در آزمایش های رفتاری باشد.

 ## اثربخشی CBT در درمان شرایط مختلف سلامت روان

CBT به طور گسترده مورد بررسی قرار گرفته و ثابت شده است که در درمان طیف گسترده ای از شرایط سلامت روان موثر است. نشان داده شده است که به ویژه در درمان اختلالات اضطرابی، افسردگی، اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)، اختلال وسواس فکری-اجباری (OCD)، اختلالات خوردن و سوء مصرف مواد موثر است.

## CBT برای اختلالات اضطرابی

CBT برای اختلالات اضطرابی بر کمک به افراد برای شناسایی و به چالش کشیدن افکار و باورهای مضطرب تمرکز دارد. همچنین شامل مواجهه درمانی است که در آن افراد به تدریج با ترس های خود در یک محیط کنترل شده و حمایتی مواجه می شوند.

## CBT برای افسردگی

هدف CBT برای افسردگی کمک به افراد برای شناسایی و به چالش کشیدن افکار و باورهای منفی است که به علائم افسردگی آنها کمک می کند. همچنین بر افزایش مشارکت در فعالیت های لذت بخش و توسعه مهارت های حل مسئله تمرکز دارد.

## CBT برای اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)

CBT برای PTSD شامل کمک به افراد برای پردازش و درک تجربیات آسیب زا است. این بر چالش کشیدن باورهای تحریف شده در مورد آسیب و توسعه استراتژی های مقابله ای برای مدیریت افکار مزاحم و فلاش بک تمرکز دارد.

## CBT برای اختلال وسواس فکری اجباری (OCD)

CBT برای OCD شامل قرار گرفتن در معرض و پیشگیری از پاسخ است. افراد به تدریج در معرض وسواس های خود قرار می گیرند و از انجام رفتارهای اجباری معمول خود جلوگیری می کنند. این فرآیند به آن‌ها کمک می‌کند بیاموزند که ترس‌هایشان بی‌اساس است و می‌توانند در برابر اصرار برای انجام مناسک مقاومت کنند.

CBT برای اختلالات خوردن

CBT برای اختلالات خوردن به افکار و باورهای زیربنایی می پردازد که در رفتارهای غذایی اختلال نقش دارند. بر چالش کشیدن تصویر بدنی تحریف شده و ایجاد نگرش های سالم تر نسبت به غذا و وزن تمرکز دارد.

CBT برای سوء مصرف مواد

CBT برای سوء مصرف مواد به افراد کمک می کند تا افکار و باورهایی را که به رفتارهای اعتیادآور آنها کمک می کند شناسایی و به چالش بکشند. همچنین بر توسعه استراتژی های مقابله ای برای مدیریت هوس ها و جلوگیری از عود تمرکز می کند.

نتیجه گیری: مزایای CBT و پتانسیل آن برای رشد و تغییر شخصی

CBT ابزار قدرتمندی برای رشد و تغییر شخصی به افراد ارائه می دهد. با درک ارتباط بین افکار، احساسات و رفتارهایمان، می توانیم بر زندگی خود کنترل داشته باشیم و بهزیستی روانی خود را بهبود بخشیم. خواه مدیریت اضطراب، غلبه بر افسردگی یا پرداختن به سایر چالش های سلامت روان باشد، CBT یک رویکرد ساختاریافته و مبتنی بر شواهد برای کمک به افراد برای دستیابی به تغییرات مثبت پایدار ارائه می دهد.

مقدمه ای بر رفتار درمانی دیالکتیکی (DBT)/روانشناس رویا زاهدی

مقدمه ای بر رفتار درمانی دیالکتیکی (DBT)

Cognitive Behavioral Therapy (CBT)

  1. ۱٫ مقدمه ای بر رفتار درمانی شناختی (CBT)
  2. ۲٫ درک اصول CBT
  3. ۳٫ نقش افکار و باورها در CBT
  4. ۴٫ شناسایی و به چالش کشیدن افکار منفی
  5. ۵٫ آزمایشات رفتاری در CBT
  6. ۶٫ توسعه راهبردها و مهارت های مقابله ای
  7. ۷٫ اهمیت تکالیف در CBT
  8. ۸٫ اثربخشی CBT در درمان شرایط مختلف سلامت روان
  9. ۹٫ CBT برای اختلالات اضطرابی
  10. ۱۰٫ CBT برای افسردگی
  11. ۱۱٫ CBT برای اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)
  12. ۱۲٫ CBT برای اختلال وسواس فکری اجباری (OCD)
  13. ۱۳٫ CBT برای اختلالات خوردن
  14. ۱۴٫ CBT برای سوء مصرف مواد
  15. ۱۵٫ نتیجه گیری: مزایای CBT و پتانسیل آن برای رشد و تغییر شخصی

# درمان شناختی رفتاری (CBT): ابزاری قدرتمند برای رشد و تغییر شخصی

درمان شناختی رفتاری (CBT) یک نوع روان درمانی شناخته شده و موثر است که بر ارتباط بین افکار، احساسات و رفتارهای ما تمرکز دارد. بر این فرض استوار است که افکار و باورهای ما بر احساسات و اعمال ما تأثیر می گذارد و با تغییر افکار می توانیم رفتارهای خود را تغییر داده و بهزیستی روانی خود را بهبود بخشیم.

## مقدمه ای بر رفتار درمانی شناختی (CBT)

CBT یک رویکرد هدف گرا و عملی برای درمان است که هدف آن کمک به افراد برای شناسایی و تغییر الگوهای منفی تفکر و رفتار است. ریشه در این باور دارد که افکار و تفسیرهای ما از رویدادها نقش مهمی در شکل‌دهی واکنش‌ها و رفتارهای عاطفی ما دارند.

## درک اصول CBT

اصول CBT حول این ایده می چرخد که افکار، احساسات و رفتارهای ما به هم مرتبط هستند. با بررسی و به چالش کشیدن افکارمان، می‌توانیم درک بهتری از نحوه تأثیر آن‌ها در پریشانی عاطفی و رفتارهای ناسازگارمان به دست آوریم.

## نقش افکار و باورها در CBT

CBT بر اهمیت شناسایی و بررسی افکار و باورهای ما تأکید دارد. افکار منفی و غیرمنطقی می تواند منجر به احساسات و رفتارهای منفی شود. با آگاهی از این افکار و به چالش کشیدن اعتبار آنها، می توانیم افکار واقع بینانه و مثبت تری را جایگزین آنها کنیم.

## شناسایی و به چالش کشیدن افکار منفی

یکی از تکنیک های کلیدی مورد استفاده در CBT شناسایی و به چالش کشیدن افکار منفی است. این فرآیند شامل بررسی شواهد موافق و مخالف افکار منفی ما و جایگزینی آنها با جایگزین های متعادل تر و منطقی تر است.

## آزمایش های رفتاری در CBT

CBT همچنین از آزمایشات رفتاری برای آزمایش اعتبار افکار و باورهای ما استفاده می کند. با درگیر شدن در موقعیت های واقعی زندگی و مشاهده نتایج، می توانیم شواهدی را برای به چالش کشیدن و اصلاح الگوهای تفکر منفی خود جمع آوری کنیم.

## توسعه استراتژی ها و مهارت های مقابله ای

CBT بر تجهیز افراد به استراتژی‌ها و مهارت‌های مقابله‌ای عملی برای مدیریت مؤثرتر احساسات و رفتارهایشان تمرکز دارد. این استراتژی ها ممکن است شامل

  1. تحلیل تفکر: شناسایی و به چالش کشیدن الگوهای تفکر منفی و نادرست.
  2. تغییر تفکر: جایگزین کردن افکار منفی با افکار مثبت و موثرتر.
  3. تمرینات تنفسی عمیق: استفاده از تکنیک‌های تنفسی برای کاهش استرس و اضطراب.
  4. تمرینات تمرکز و آگاهی: تمریناتی برای تقویت تمرکز و آگاهی از حالت ذهن و بدن.
  5. تکنیک‌های مدیریت استرس: استفاده از روش‌های مختلف برای کاهش استرس و مدیریت آن.
  6. تمرینات تنش عضلانی: تمریناتی برای کاهش تنش عضلانی و آرامش بدن.
  7. تمرینات تصویرسازی: استفاده از تصاویر ذهنی مثبت برای تسکین و آرامش.
  8. تمرینات تنظیم خودکار: تمریناتی برای بهبود توانایی تنظیم خودکار و مدیریت رفتارها.
  9. تمرینات تعاملی: تمریناتی برای بهبود مهارت‌های ارتباطی و تعاملی با دیگران.
  10. تمرینات تعیین هدف: تعیین هدف‌های مثبت و موثر و تلاش برای رسیدن به آن‌ها.

  ## اهمیت تکالیف در CBT

تکالیف خانه بخشی جدایی ناپذیر از CBT هستند. آنها فرصت تمرین و تقویت مهارت های آموخته شده در جلسات درمانی را در اختیار افراد قرار می دهند. تکالیف خانه ممکن است شامل حفظ سوابق فکری، تمرین تمرینات آرامش بخش یا شرکت در آزمایش های رفتاری باشد.

 ## اثربخشی CBT در درمان شرایط مختلف سلامت روان

CBT به طور گسترده مورد بررسی قرار گرفته و ثابت شده است که در درمان طیف گسترده ای از شرایط سلامت روان موثر است. نشان داده شده است که به ویژه در درمان اختلالات اضطرابی، افسردگی، اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)، اختلال وسواس فکری-اجباری (OCD)، اختلالات خوردن و سوء مصرف مواد موثر است.

## CBT برای اختلالات اضطرابی

CBT برای اختلالات اضطرابی بر کمک به افراد برای شناسایی و به چالش کشیدن افکار و باورهای مضطرب تمرکز دارد. همچنین شامل مواجهه درمانی است که در آن افراد به تدریج با ترس های خود در یک محیط کنترل شده و حمایتی مواجه می شوند.

## CBT برای افسردگی

هدف CBT برای افسردگی کمک به افراد برای شناسایی و به چالش کشیدن افکار و باورهای منفی است که به علائم افسردگی آنها کمک می کند. همچنین بر افزایش مشارکت در فعالیت های لذت بخش و توسعه مهارت های حل مسئله تمرکز دارد.

## CBT برای اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)

CBT برای PTSD شامل کمک به افراد برای پردازش و درک تجربیات آسیب زا است. این بر چالش کشیدن باورهای تحریف شده در مورد آسیب و توسعه استراتژی های مقابله ای برای مدیریت افکار مزاحم و فلاش بک تمرکز دارد.

## CBT برای اختلال وسواس فکری اجباری (OCD)

CBT برای OCD شامل قرار گرفتن در معرض و پیشگیری از پاسخ است. افراد به تدریج در معرض وسواس های خود قرار می گیرند و از انجام رفتارهای اجباری معمول خود جلوگیری می کنند. این فرآیند به آن‌ها کمک می‌کند بیاموزند که ترس‌هایشان بی‌اساس است و می‌توانند در برابر اصرار برای انجام مناسک مقاومت کنند.

CBT برای اختلالات خوردن

CBT برای اختلالات خوردن به افکار و باورهای زیربنایی می پردازد که در رفتارهای غذایی اختلال نقش دارند. بر چالش کشیدن تصویر بدنی تحریف شده و ایجاد نگرش های سالم تر نسبت به غذا و وزن تمرکز دارد.

CBT برای سوء مصرف مواد

CBT برای سوء مصرف مواد به افراد کمک می کند تا افکار و باورهایی را که به رفتارهای اعتیادآور آنها کمک می کند شناسایی و به چالش بکشند. همچنین بر توسعه استراتژی های مقابله ای برای مدیریت هوس ها و جلوگیری از عود تمرکز می کند.

نتیجه گیری: مزایای CBT و پتانسیل آن برای رشد و تغییر شخصی

CBT ابزار قدرتمندی برای رشد و تغییر شخصی به افراد ارائه می دهد. با درک ارتباط بین افکار، احساسات و رفتارهایمان، می توانیم بر زندگی خود کنترل داشته باشیم و بهزیستی روانی خود را بهبود بخشیم. خواه مدیریت اضطراب، غلبه بر افسردگی یا پرداختن به سایر چالش های سلامت روان باشد، CBT یک رویکرد ساختاریافته و مبتنی بر شواهد برای کمک به افراد برای دستیابی به تغییرات مثبت پایدار ارائه می دهد.